تفاوت قانون جذب با خودشناسی

هیچگاه زیر دست با پادشاه قابل مقایسه نیست

انسان ها دیدگاه های متفاوتی با هم دارند چرا که سناریوهای زندگیشان با هم  متفاوت است.

وقتی شخص شماره 1 مشکل روابط عاطفی دارد، شخص شماره 2 که این مشکل را ندارد به شخص شماره 1 طعنه می زند، حرف های نیش دار می زند که تو نمی توانی با هیچ فردی سازش کنی.

یا وقتی شخص شماره 1 مشکل مالی دارد و شخص شماره 2 مشکل مالی ندارد، شخص 2 به شخص 1 حرف های نیش دار می زد و می گوید تو عرضه نداری پول دار شی و ….

ما آدما همیشه در داخل این جریانات هستیم و همه ما این تجربیات را داریم.

قانون جذب هیچ گاه به ریشه مسائل به صورت عمیق نگاه نمی کند چرا که درک عمیقی از هستی، سناریوها، آزمون ها و حکمت ها ندارد…

او نمی داند زندگی سراسر آزمون و امتحان است و همیشه و هر روز در امید رسیدن به خواسته دنیوی خویش است و فقط تمام سعی این قانون این است که مشکل حل شود، رزق بیشتر شود، فرد شخص مورد نظر را جذب کند و کلا زندگی را در حد مادیات می بیند. این قانون انسان را مادی نگر می کند اگر توجه کنیم متوجه می شویم که این قانون فقط نَفس و ایگو ها را تغذیه می کند و فرد را به این دیدگاه می رساند که من اگر پول داشته باشم موفق ترین انسان روی زمین هستم.

خودشناسی

خودشناسی یک علم مهندسی است که همه چیز را اول تجزیه و تحلیل می کند، به علت وجود پی می برد، آن را بررسی می کند، راهکارهایی برای عدم ایجاد مشکل ارائه می دهد و همه اجزای یک سیستم را به صورتی دقیق در کنار هم میچیند به نحوی که هر جزء به جزء دیگری وابسته باشد و اگر جزئی ناقص باشد جزء دیگر نیز همان را تجربه کند.

بنی آدم اعضای یک پیکرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

(یک سیستم کاملا مهندسی)

خودشناسی قانون نیست بلکه زیر ساخت جهان هستی بر پایه تفکر، پاکسازی ایگو ها (نَفس)، تبدیل تاریکی به نور، فهمیدن اسرار، درک سناریوهای زندگی، پیدا کردن علت مشکل، دریافت راهکار از مهندس اصلی هستی، (زبان کور را مادر می داند، ضرب المثل).

خودشناسی کاری به حل سریع مشکل ندارد بلکه می گوید چرا این مشکل ایجاد شده است؟ و دلیل وجود این مشکل چیست؟

اما جذب دنبال راهی برای حل مشکل است و دنبال حقیقت و دلیل وجود مشکل نیست در واقع جذب سعی در فهم سناریو ندارد و می دانیم که سناریو ها هستند که سیستم آگاهی افراد را بالا می برند.

در سیستم جدب پله آگاهی قانون جذب مربوط به پله های اول تا سوم است و در این پله ها هنوز سیستم تفکر عمیق نیست بلکه سطحی می باشد.

خودشناسی از پله سوم به بعد تازه شروع می شود پس حتما بالاتر از جذب است چرا که دردها را دیده و اکنون زمان درک دلیل این دردها و پی بردن به علت و اسرار دردها می باشد.

شخصی که ۳۰ سال تجربه یک کاری را دارد هیچ گاه با شخصی که نهایت ۲ سال تجربه کاری را دارد برابر نیست، یعنی کسی که ۳۰ سال رنج کشیده حتما ابتدا در مقامی بوده که نخستین روز سعی در کسب تجربه داشته پس حتما به مسیر به سختی ها به درد های شروع کننده کاملا آگاه است و می داند که لازم است که رخ دهد.

خودشناسی فنداسیون وجودی جهان هستی و جهان درونی شماست.

مطالب مرتبط

ذهن از نظر کانت

کانت(1724-1804م)  از دو فیلسوف پیشین خود تاثیر پذیرفته است. فیلسوف فرانسوی رنه دکارت، پدر فلسفه جدید(1596-1650م) و نماینده تجربه گرایی بریتانیایی، دیوید هیوم(1685-1753م)  بر اندیشه­ های او…

نقد کارتون پینوکیو

پینوکیو پینوکیو پویانمایی آمریکایی محصول سال ۱۹۴۰ است که به تهیه ‌کنندگی والت دیزنی و از روی کتاب ماجراهای پینوکیو نوشتهٔ کارلو کلودی ساخته شد. این فیلم، دومین پویانمایی کلاسیک والت دیزنی بود که بعد…

پاسخها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *